مصاحبه با نویسنده ی کتاب هزار مثل در گویش تویسرکانی

   به گزارش خبرنگار سایت خبری تحلیلی  رود آور ، کتاب "هزار مثل در گویش تویسرکانی" حاصل پژوهشی پی گیر در راه گردآوری و شرح و توضیح هزار مثل در گویش تویسرکانی است. این کتاب تحقیق همه جانبه ای است توأم با بهره گیری از زیباترین شعرها و حکایت ها به منظور هرچه بیشتر روشن شدن معنی و مفهوم هزار مثل موجود در گویش تویسرکانی، که می توان آن را نگاه دقیقی به ساختار واژه ها و جمله ها در این گویش دانست، و یافتن نکات بدیع و جالب دستوری، و طرح و تبیین آن ها با مثال های متعدد، که درواقع دریچه ای است به دشتی پهناور.

به مناسب هفته کتاب، در تاریخ 1 آذر 1393 خبرنگار رودآور به معرفی یکی از نویسندگان خوش ذوق تویسرکانی می پردازد.

 رود آور: آقای طاهرزاده کمی از خودتان برایمان بگویید:

ابراهیم طاهرزاده هستم، متولد 1321 ، دبیر بازنشسته ادبیات. محل خدمتم در شهرستان های خوزستان( بهبهان، اهواز، و امیدیه ) بوده است، و در سال 1373 بازنشسته شده ام.

در سال1370 به تشویق یکی از دوستان شروع به سرودن سروده هایی نمودم، و آن سروده ها در سال 1373در کتاب " رندی و زاهدی" به چاپ رسیده است.

 کتاب دیگر ما " هزار آوا " ( دیرین واژگان تویسرکانی ) است.

 رود آور: چطور شد که کتاب "هزار مثل در گویش تویسرکانی" را تدوین کردید؟

 سال 1382 بود که یکی از دوستان خوبم ( دکتر مهدی صابونی ) در حدود 50 تا 60 ضرب المثل را برای شرح و توضیح به من پیشنهاد کردند، و همین پیشنهاد زنگ شروعی شد برای جمع آوری مثل های موجود در گویش تویسرکانی، به صورت یک تحقیق میدانی ، و چاپ آن ها در سال 1386، که اگر این پیشنهاد و تشویق ها و خوش مشربی ها و اطلاعات دکتر صابونی نبود چنین کتابی به وجود نمی آمد.

   ناگفته نماند که عنوان این کتاب "هزار مثل در گویش تویسرکانی است" نه "هزار مثل به گویش تویسرکانی" ، برای این که بین "در گویش تویسرکانی" و "به گویش تویسرکانی" تفاوت بسیار است.

"در گویش تویسرکانی" به معنی آن است که ضرب المثل ها ی کتاب مذکور را نه در چهار جلد کتاب "امثال و حکم دهخدا" یافتیم و نه در کتاب های متعدد دیگر.

 رود آور: آیا از شغل و مشغله خود راضی هستید؟

من از همان ابتدا به شغل معلمی علاقه مند بودم، روشن است که یکی از عوامل رضایت از زندگی مشغول بودن به شغل و کار مورد علاقه است.

بعد از بازنشستگی هم بجز روزهای تعطیل، هر روز صبح و بعد از ظهر برای مطالعه به کتاب خانه می روم. هر هفته در انجمن های ادبی رضی ، سپیده کاشانی، اهل قلم، و کانون ادبی حافظ حاضر می شوم، وسعی می کنم مطالبی در باره فرهنگ تویسرکان بیابم و آن ها را در وبلاگ " فرهنگ تویسرکان "قرار بدهم. با اشخاص فرهیخته و جوانان دانش و هنر آموخته معاشرت و گفت و گو دارم، از فضای مجازی و اینترنت نیز برای یافتن مطالب مورد علاقه خود استفاده می کنم.

 رود آور: شما از علاقه به مطالعه گفتید، به نظرتان چرا میزان سرانه مطالعه مفید در کشور ما پایین است؟

 این قبیل مشکلات باید توسط کارشناسان امر ریشه یابی شوند ، اما به نظر می رسد که همه انسان ها تشنه یادگیری هستند، واین متولیان امرکتاب هستند که باید متناسب با خواسته های مردم نیازسنجی کنند و کتاب های مورد نیاز را دراختیارشان قراردهند، وگر نه موفقیتی در این زمینه حاصل نمی شود. در کتابخانه ها کتاب ها و مجلات متعددی را می بینیم که معمولا مورد مطالعه قرار نمی گیرند. زیرا که نیازسنجی نشده اند، و نویسندگان و ناشران مخاطبان خود را آن طور که باید نشاخته اند.

غذا اگرسالم و مطلوب باشد طبیعی است که هر گرسنه ای را به سمت و سوی سفره می کشاند.

 رود آور: کتاب "هزار آوا" (دیرین واژگان تویسرکان) به همت شما و دکتر صابونی گرداوری شده، لطفا درباره این کتاب نیز توضیحاتی بدهید؟

 کتاب هزارآوا به معرفی واژه ها و ترکیب های موجود در گویش تویسرکانی اختصاص دارد، که برخی از آن واژه ها زنده اند، و اکنون در محاورات روزانه به کار می روند، برخی دیگر در حال فراموشی اند، وتعدادی دیگر کاربردی ندارند و فراموش شده اند.

کتاب مذکور بیانگر" فرهنگ گفتاری" شهرستان تویسرکان است، حاوی واژه های مربوط به زبان، فرهنگ، آداب و رسوم ، و اعتقادات اهالی این شهر.

 کتاب "هزار آوا" که بر اساس حروف الفبایی ساماندهی شده، با اِعراب گذای وآوانگاری دقیق واژه ها همراه است، و در آن برای انتقال تلفظ صحیح واژه ها دقت و وسواس بسیار اِعمال شده است.

دکتر صابونی در ایجاد این کتاب نیز همکاری بسیار داشته است. کتاب هزار آوا پس از چهار سال تحقیق و پژوهش میدانی، در سال 89 13به چاپ رسیده است، و کتابی است عاری از حتی یک غلط املایی.

در پایان از شما خانم زنگنه، خبرنگار رود آور سپاسگزارم. همیشه سرفراز باشید.

 خبرنگار رود آور: از اینکه وقت گرانبهای خود را در اختیار رودآور و خوانندگان گرامی آن گذاشتید صمیمانه قدردانی می کنم. در پناه ایزدمنان سالم و موفق باشید.

 چند مثل از کتاب "هزار مثل در گویش تویسرکانی":

 ** اَ پی بِرِه رُو دُمّه، تا دُمّه خُو بِجُمّه

ـ از پیه برود روی دنبه، تا دنبه خوب بجنبد.

ـ اعتراض به تصاحب مال فقیر از سوی توانگر.

 ** اَ جِوُنی تا پیری، از پیری تا بمیری؟!

ـ از جوانی تا پیری، از پیری تا بمیری؟!

ـ غفلت و کج روی تا کی؟! به فکر اصلاح خود باش.

 ** اَچَرچی می شه کُنِه بِخِری؟!

ـ از پیله ور می شود کهنه (اجناس دست دوم) خرید؟!

ـ دشواری معامله با افراد کم گذشت و زیاده طلب.

 ** اَ دِرِ باغ وَریَردی، بهتِرِ تا بِری مینِ باغِ.

ـ از در باغ برگردی، بهتر است تا داخل باغ بشوی.

هر گاه دیدی که تصمیم نادرستی گرفته ای، تا دیر نشده است، از تصمیم خود برگرد.

 ** اَ کاسه پُشت پُرسییَن شی اَزِت می یا، گُ ّجِلِو داری. گفتن اَو پِرِ پاچینی که تو داری ـ گفتن اَو دِسِ چِلِنگی که تو داری ـ !

ـ از لاک پشت پرسیدند چه کاری از تو بر می آید؟ گفت: جلوداری سپاه. گفتند: با آن دست و پایی که تو داری!

ـ تمسخر شخص پرمدعای بی دست و پا.

 ** اَ لا عَلاجی وِِ گُروِه مییه خانِم باجی!

ـ از روی ناچاری به گربه می گوید: خانم باجی!

ـ از روی ناچاری به هر نالایقی احترام می گذارد.

 ** اَ مییُ خُمُنه سُختُنیم، اَ دَر مردمِ.

ـ از داخل خودمان را سوزانده ایم، از بیرون مردم را.

ـ معادل با سیلی صورت خود را سرخ کردن.

 ** اِشکِمِ گاو او بَلگ مِو؟!

ـ شگم گاو و برگ مو؟!

ـ غذای معمولی شخص پر اشتها را سیر نمی کند.( بسیار پر توقع و حریص است و به این چیزها قانع نمی شود.)

/ 1 نظر / 135 بازدید
سليمه آيينه

درود بر شما استاد گرانقدر جناب آقاي طاهر زاده وجناب آقاي دكتر صابوني شما مايه فخر و مباهات ما تويسركانيها مي باشيد.كتاب هزار آوا يادگاري ارزشمند براي نسل جديد است اميدوارم اين گويشها به مرور از بين نرود وبا اين كتاب نفيس همچنان لهجه زيباي تويسركاني حفظ شود.